امروز روی چارت داوجونز (US30) و در شروع بورس آمریکا بودم.برنامه معامله داشتم، اما بازار چیزی که میخواستم رو نداد.موقعیت اول از دست رفت و بعدش قیمت وارد فاز مسطح شد؛حرکتها وسط ساختار بازار (Market Structure) بودو نه نقدینگی (Liquidity) واضحی جمع شدنه شرایطی که بشه با خیال راحت مدیریت ریسک (Risk Management) کرد.
اینجا همون جاییه که سالها پیش خودم اشتباه میکردم؛فقط چون پای چارت نشسته بودم،احساس میکردم باید معامله کنم.اما دقیقاً یکی از مهمترین چیزهایی که تو مسیر اسکالپ یاد گرفتم این بود که:معامله نکردن، خودش یک تصمیم حرفهایه.
توی این ویدیو درباره همین ذهنیت حرف میزنم؛اینکه چرا منتظر ساخت موقعیت میمونمو چرا دیگه وسط چارت وارد معامله نمیشم،حتی اگه بازار باز باشه و وسوسه ورود وجود داشته باشه.
این طرز فکر، همون چیزیه که باعث شد نتیجه معاملاتم بهمرور پایدارتر بشه و نگاهم به اسکالپ از «تعداد معامله» به «کیفیت تصمیم» تغییر کنه.





